تبليغاتX
وروجك كوشولو

وروجك كوشولو

شلام شلام

خوفين؟؟خوشين؟؟

تابستون به كامتون هست ؟؟؟ خوب نيست به من چه!!!!

ديروز با زن عموم و ديگر حشروعشر وسطى بازى كرديم اونم چه وسطى؟؟؟؟؟؟؟؟با چه

توپى؟؟چشمتون روز بعد نبينه با توپ بسكتبال هر ضربش ادمو از پا ميندازه برشته برشته شدم اماده
خوردن
 
اخ چقدر حال ميده يكى سر كار بزارى!!!با بچه ها داشتيم تو خيابون قدم ميزديم (ولگردى) كه معلم

دين وزندگى رو ديدم گفتم دكى خلاصه ما خودمون زديم به كوچه على چپ ديدم يكم جلوتر اومد گفت

سلام گفتم ببخشيد شما ؟؟!!گفت مريم ديگ مارو نميشناسى گفتم بله !!مريم كيه خانوم اشتباه

گرفتى.گفت دارى سربه سرم ميذارى.درهمين لحظه يه 200 از تو كيفم در اوردم گذاشتم كف دستش

گفتم برو مادر خدا به همرات گفت به خدا تو يه چيزيت شده گفتم خانوم چرا مزاحمت ايجاد ميكنى

برو ديگه  يكم ديگه نگام كرد  بعد  رفت چند قدم كه دور شد همه زديم زير خنده  بيچاره  بعد جور  شكه

شده بود از اول سال  خيلى دوسم داشت  منم هميشه درسشو  ميخوندم  هرچيز خوبو تو كلاس

به من نسبت ميداد ولى من هميشه ازش بدم ميومد

حالا كه از مدرسه گفتم ياد خاطرات مدرسه افتادم

يه روز فرداش امتحان فيزيك داشتيم من قرار نبود بدم (مثلا سالگرد پدربزرگم بود)يكى از دوستام گفت

من نخوندم چيكار كنم حالا ما فردا 3فصل امتحان داريم گفتم اگه گواهى پزشك ببرى كار حل گفت حالا

گواهى از كجا بياريم گفتم ميبرمت دكتر تو بگو كليه هام درد ميكنه خلاصه رفتيم دكتر اين برد رو تخت

پرده رو كشيد دوستم از اونجا كه خنگ بود دكتر هر جاشو دست ميزد ميگفت درد ميكنه ميگفت نه!!

من كه داشتم خونم ميخوردم يه فكرى به سرم زد فورى مهر دكتر برداشتم زدم رو اين گواهى پزشك

گزاشتم تو كيفم اومدن بيرون دكترو گفت چيزيش نيست ازمايش واسش مينويسم خلاصه اومديم

بيرون دوستم كم مونده بود اشكش در بياد گفتم يه چيز بهت نشون ميدم قول بده حول نكنى

بيچاره از خوشحالى نميدونست چيكار كنه رفتيم كتاب خونه از تو كتابايه پزشكى اسم يه بيمارى

الان يادم نمياد توش نوشتيم  فرداييش تا معلممون اونو ديد گفت عزيزم نميخواد تو امتحان بدى

نمره مستمرتم 20 رد ميكنم دوستم تعجب كرده بود  بعد يه مدتى ديدم همه معلما با اين مهربون

شدن بيخودى بهش نمره ميدم جريانو از همون معلم دين و زندگى پرسيدم گفتش بيچاره بيماريش

خطرناكه تا يكساله ديگه بيشتر عمر نميكنه اينو كه گفت فورى از كلاس اومدم بيرون تادلم ميخواست خنديدم



خوب كارى بارى؟؟

باى
 

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 18:26 توسط كوشولو |


شلام شلام

خوفين ؟؟؟؟؟؟؟؟؟


من بازم اومدم
يه مدت نبودم راحت بوديد از دستم ولى خوب بايد تحملم كنيد

وااااااى هوا چقدر گرم بود اره گرم بود چون الان اينجا داره بارون مياد هوا خنكه مينا ابله مرغون گرفت

بيچاره ديگه
داره بزرگ ميشه هااااااااااا  مامان رفت تو مدرسه راهنمايى ثبته نامش كرد الهى قربونش

برم (تو خونه مثل سگ وگربه ميمونيم
  ) ديروز خير سرمون با مام رفتيم كفش بخريم اول يه سر رفتيم

كتابخونه 2تا كتاب تخيلى توپ گرفتم البته بگما من تو خط اينجور كتابا نيستم فقط رمان عشق است
 
   
ولى گفتيم يه تغيير تحولى بديم بد نيست!
!بعد رفتيم يه كفش خوشمل خريدم مامان ميخواست

خريد كنه همين طور كه داشت خريد ميكرد مغازه داره به مام گفت ماشين گشت ريخته تو خيابون دارن

 ميگيرن در همين حال يه دختر كه داشت از كنارم رد ميشد گفت دارن ميگرن
مثل يه گوله ى اتيش

شدم  قلبم داشت از كار ميفتاد نميدونم چطورى از خيابون رد شدم فورى نشستم تو تاكسى

تازه اينجا يه نفسى كشيدم 
مام گفت چقدر ترسويى گفتم اگه منو ميگرفتن بازم همينو ميگفتين؟؟!!

تيپم زيادم بد نبود فقط مانتوم خيلى كوتاه بود


خودشون بدترن باور نميكنيد ما تو خانواده پليس موليس زياد داريم بياين ببينيد با چه قيافه اى ميگردن؟؟

اخه اون لباس شما ميپوشيدن  اون رنگش ادم  ياد اتاق عمل مينداره  باقالى ها!!!!!!!

ميگن ادم بيكار باشه ميزنه به سرش مخش هنگ ميكنه !!نمونش همينان
برايه شفاشون يه صلوات بفرست



كارى بارى؟؟؟؟؟


هميشه  شاد باشيد

 

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387 11:57 توسط كوشولو |


سام عليكم

بروبچ رديفين؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


امروز رفته بوديم كلاچاى (يه شهر توريستى) واى نميدونيد اينقد حال داد
ولى همه جا ادم بى جنبه

هست 
از اين پسرهايه سوسول كه معلوم تمام داروندارشون يه پستونك!!!!!!!!!!!!!!

من موندم اينا شلوار پاشون هست يا نه ؟؟؟؟؟؟اگه يه تفنگ گيرم بياد اول يه گلوله  حرومه شلوارشون

 ميكنم تا ابروشون تو خيابون بره !
!( به اميد همچين روزى ميمونيم)پسره ى.................چشمك ميزنه !اخه يكى نيست بگه پسر

مجبورى چشمك بزنى وقتى كه بلد نيستى يه چشمك ميزنه تمام اعضايه صورتش ميره يه طرف مثل

قورباغه پرس شده !!!!!!!!!

پسر بايد اراسته متين شيك تروتميز باشه نه مثل يك سرى كه انگار مثل تارزان تو جنگل زندگى ميكنن بگذريم

امروز 5 كيلو كم شدم اينقد كه بهم اضطراب وارد شد مردم!!
مام لب دريا هوس ماشين سوارى ميكنه


باب هم ماشينودر اختيارشون قرار ميده!!نميدونيد انگار دل پيچه گرفته بود ماشينو هى ميرفت اينور

هى ميرفت اونور !منم از موقعيت استفاده كردم گفتم باب منم پشت رل بشينم گفت بشين منم

نشستم اخ چه كيفى داد 
چه سرعتى ديگه كاملا به رانندگى مسلط شدم هوراااااااااااااااااااااااااااااا


تلويزيون هى راه به راه ميگه در مصرف برق صرفه جويى كنيد حالا خوبه ميگه صرفه جويى ميگفت

خاموشى چى ميشد؟
؟؟؟؟!!!!!!!!!!خونه ما مثل قبرستان بقيع ميمونه همه جا تاريكه

خوب ما ديگه بريم

باى باى

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387 23:27 توسط كوشولو |


شلام

خوفين؟؟؟؟؟؟؟

كوشولو هيچ وقت نا اميد نميشه بازم مثل قبل تمام خاطراتم مينويسم قول ميدم


بچه مرشد بزن زنگو مريم وارد ميشود

ديروز چنان بارونى اومد كه نگو  اگه چند ساعت ديگه ادامه داشت سيل راه ميفتاد منم نشستم رو ايوون

يه پتو هم اوردم انداختم روم چه حالى داد كيف كردم


بعد مادر گرامى ياد مادرشون كردن گفتن بريم خونه مامانيم  .منم اماده شدم  كه بريم  خدا جون  من

از دست اين مينا چيكار كنم هان چيكار؟؟؟؟؟؟؟
مخم تيليت كرده پدر سوخته از من بلاتر

كلى با هم دعوا كرديم اون بزن من بزن .
به من چه خودش اتيش ميسوزونه !!!!!!!1(منم مظلوم)

بيچاره اين بالشا چه زجرى از دست ما ها ميكشنم

من موندم يه دختر كلاس پنجمى چرا بايد انگليسى بلد باشه تا smsهاى منو بخونه؟؟؟؟؟؟؟؟


از قديم گفتن اگه كسى كار خيرى برات انجام داد تو هم در صدد جبرانش باش

حالا رسيديم به جايه اصلى كار(لطفا بر رويه صندليهايه خود محكم بنشينيد )
من يه سوسك فلاكت

زده بيچاره رو برداشتم  با چسب داخل پيراهن مينا چسبوندم فورى رفتم خونه همسايه كه ناگهان

صدايه جيغ مينا بلند شد
(من كه از همه چى بى خبر بودم مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟) پريدم اومدم خونه به مام

گفتم چى شده گفت منم نميدونم فكر كنم مينارو برق گرفته!!!!!!!!!!


گفتم چى برق يا حضرت عباس !! رفتم تو خونه ديدم مينا مثل فنر از اينور ميره اونور ميگم چيه چى

شده ميگه سس سس گفتم مامان چيزى نيست سس ميخواد


يه دفعه مينا با يه حركت جالب پيراهن از تنش بيرون اورد سوسك بيچاره له شده بود بر اثر بالا  پايين

پريدن مينا سر گيجه گرفته بود
من كه نميتونستم جلويه خندم بگيرم  زدم زير خنده

چيه؟؟؟؟؟؟؟؟ حقش بود تا ديگه منو اذيت نكنه

خوب من برم

ببينم داره چيكار ميكنه ميناااااااااااااااااااااااااااااا
ا

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387 11:54 توسط كوشولو |


سلام
با اينكه يه عده مزاحم بى سروپا باعث شدن اين وبلاگه نازنين پاك كنم
تمام خاطرات خودم بود

(خونى كه درش انصافه تو رگه ما جاريه )ولى چرت پرتا كمى شباهت داشت. كه اون دوستم به قول

خودش از مخش كمك گرفته بود نگو از وبلاگ يه نفر كپى كرده بود
الانم اعصابم خط خطيه ميخوام برم

هيچ خوش ندارم از كسى حرف مفت بشنوم  فعلا عزت زياد




+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387 17:0 توسط كوشولو |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

شلام

مريم معروف به وروجك عاشق بارونم وقتى بارون مياد ميرم زيرش دستم باز ميكنم تا قطرات بارون بريزه

تو دستم!!ورزش تكواندو رو دوست دارم كمربند سبزم دارم كباب كوبيده غذايه مورد علاقمه از اون

دسته بچه هايى هستم كه سر كلاس جيم ميشم رفتارم مثل پسراست بزرگترين ارزوم اينه كه

پسر باشم.البته نه از اين پسرا كه بند كفشاشون مامان جونشون براشون ميبنده و شبا تا

ماماناشون براشون قصه نخونن خوابشون نميبره!!!!!!!!!

نظر يادت نره اگه نظر ندى ايشالا وبلاگت هك بشه

ادامس به لباسات بچسبه و...................

موچولوها اگه منو دوشت داليد نظر بديد!!!!!!!!!!!!

باى تا هاى


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

تیر 1387




پیوندها

پسر مامان وبابا
طراحى عكس (على گرافيك)
سروش جون
شب جهنمى
پاتوق دختر پسراى باحال
پشت كنكورى
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin